|
|
|
|
|
هديه روزانه سامانه تيمورزاده كه از تاريخ 6/12/90 فعال شده است تا به حال ۱۲۵عنوان كتاب در موضوعات مختلف:كودكان، علوم پايه (ايمني شناسي، بافت شناسي،بيوشيمي، ميكروب شناسي، فيزيولوژي، جنين شناسي، داروشناسي) داروسازي، مديريت، دندانپزشكي ، داخلي، گوارش و كبد، قلب و عروق ، اعصاب، بيهوشي، اخلاق پزشكي ، زنان و مامايي ، ارولوژي، اپيدميولوژي و آمار، روان پزشكي ، روان شناسي ، گوش و حلق و بيني، علوم آزمايشگاهي، طب ورزش، طب اورژانس ، راديولوژي، شرح حال و معاينه فيزيكي، تشخيص افتراقي، پوست، جراحي ، تغذيه، پرستاري، شنوايي سنجي ، فرهنگ، آزمونهاي پيشكارورزي و دستياري، آزمونهاي بورد، امتحانات پزشكي آمريكا، امتحانات پزشكي استراليا ، حوزه سلامت براي عموم مردم را در ساعت 13/8 صبح و بعد از ظهر به مدت 74 دقيقه براي انتخاب و دريافت (بدون قرعه كشي) در اختيار مخاطبين خود قرار داده است. اين روند فعلا" ادامه دارد و ما هر روز در اين ساعت ، هديه جديدي را اعلام ميكنيم كه هر مخاطب ميتواند در هر ماه يك عنوان را انتخاب كند. قصد ما از اين كار ضمن انجام حركتي فرهنگي ، ترويج اهداي كتاب ، افزايش نرخ مطالعه، افزايش تعداد بازديد كنندگان اين سامانه و ايجاد امكان براي دانشجويان و گروههاي پزشكي است كه احتمالا" به دلايل مالي براي تامين منابع علمي مشكل دارند. نتيجه اين طرح اين است كه به همه فرصت ميدهد كه كتابهاي مورد نياز خود را 12 بار، ماهي يك كتاب بدون قرعهكشي و صرف نظر از بهاي كتابها انتخاب كنند. بخش هديه روزانه سامانه هديه دائمي انتشارات تيمورزاده و نشر طبيب به تمامي گروههاي مختلف پزشكي است و به تدريح تك تك كتابها در معرض انتخاب قرار خواهند گرفت. از اين رو از شما ميخواهيم به همكاران و دوستان خود نيز در اين زمينه اطلاع رساني بفرماييد.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 9:19 توسط جمع گروه نویسندگان انتشارات تیمورزاده
|
|
||
|
|
|
|
|
شناخت علم، ديني است كه با آن طاعت خدا آورده ميشود. به علم است كه تا آدمي زنده است به كسب طاعت ميپردازد و پس از مرگ نام نيك از خود به جاي ميگذارد. علم فرمانروا است و مال فرمانبر. نهج البلاغه |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391ساعت 9:20 توسط جمع گروه نویسندگان انتشارات تیمورزاده
|
|
||
|
|
|
|
|
بیستم جمادی الثانی سالروز ولادت دخت نبی اکرم بر مسلمین مبارک باد |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 12:8 توسط جمع گروه نویسندگان انتشارات تیمورزاده
|
|
||
|
|
|
|
|
روايت يك اعتراض ساده امروز 12 ارديبهشت است. ساعت 11 صبح. صداي دختركان دبستان دخترانه (شهداي رسانه) مجاور دفتر انتشارات تيمورزاده به گوش ميرسد. صبح كه ميآمدم تك تك دختربچهها يك شاخه گل گلايل سفيد يا صورتي زيبا براي هديه به معلمشان در دست گرفته بودند. بنا ندارم از روز معلم بنويسم. عصر امروز 25 اُمين نمايشگاه كتاب تهران در مصلي تهران افتتاح ميشود. يك سال به عقب برميگردم. 12 ارديبهشت 1390. ساعت 11 صبح. سجادهام را جلوي درب ورود دفتر شكايات مردمي بيت رهبري پهن ميكنم. قسمتي از جلوي پيادهرو را انتخاب ميكنم كه مزاحم رفت و آمد مراجعين و اتومبيلها نباشد و روي سجاده مي نشينم. مأموران نگهباني دم درب بهت زده به سمتم ميآيند. “اِ، آقا اينجا چرا؟! لطفاً بلند شيد.” همانطور كه در جاي خود نشستهام ميگويم: “نه، من حرفي دارم كه بايد به گوش برسانم.” از اواخر سال گذشته رفتارهاي متكبرانه، قدرتمدارانه و خارج از اصول و ضوابط و آئيننامهها و بر مبناي سليقههاي شخصي با من و بعضي ناشران در معاونت فرهنگي وزارت ارشاد شدت گرفته است و در ادامه آن تخصيص غرفه كوچكي در نمايشگاه بيست و چهارم (ارديبهشت 90) كه پاسخگوي حضور 20% مراجعان ما هم نيست كه بيتوجهي مسئولين ذيربط به اعتراضات شفاهي و كتبي من نيز ثمري نبخشيده است. اكنون به تظلّم در مقابل بيت بالاترين نهاد رسمي كشور نشستهام. دو جوان از داخل دفتر شكايات آمدهاند و تلاش ميكنند تا مرا مجاب كنند مطلب را كتبي و در سير مراحل اداري مطرح كنم. اما من فرصت زيادي ندارم. فردا (13/2/90) نمايشگاه افتتاح خواهد شد و از پسفردا (14/2/90) بازديدكنندگان با شور و حرارت و عشق هميشگي به نمايشگاه كتاب خواهند آمد. سال قبل از آن (ارديبهشت 89) نيز همين بلا را سر ما آورده بودند و تلاشهاي ما به نتيجهاي نرسيده بود. همه اين جفاها از زماني آغاز شد كه از عملكرد مسئولين ارشاد در مصاحبهاي با خبرگزاري مهر انتقاد كرده بودم. يادم ميآيد كه در نمايشگاه سال 89 ، جمعي از پزشكان بازديدكننده از غرفه 180 متري كوچك ما به همكارانم گفته بودند: “به دكتر تيمورزاده بگوييد كمي پول خرج كند و غرفه بزرگتري بگيرد و ما را مانند گوسفند روي هم نريزد.” در آن سال بيش از 1000 عنوان كتاب به نمايشگاه آورده بوديم. باز هم به يادم ميآيد كه در سال 82 ، با حدود 400 عنوان كتاب غرفهاي 320 متري در اختيار داشتيم كه در اغلب اوقات جاي سوزن انداختن نداشت. اما اكنون ثمره تلاشهاي ما بايد در 90 متر عرضه ميشد. اين بود كه به اصرارهاي آن دو جوان خوشبرخورد پاسخ منفي دادم. پيش از آن خودم را معرفي و كارت شناساييام را ارائه كرده بودم. گفتم: “من سالهاست خدمتگزار جامعه پزشكي كشور هستم و براي خودم اينجا ننشستهام. تلاشهايم از مسيرهاي عادي به نتيجه نرسيده است كه آبروي چندين ساله خود را به اين حركت گره زدهام”. در اين حال خبرنگاران خبرگزاريها و نشريات مختلف كه از ماجرا آگاه شده بودند مرتباً با تلفن همراهم تماس ميگرفتند و دليل اين اقدام مرا ميپرسيدند. ساعت حدود 12، فردي كه به نظر ميرسيد مسئوليتي در دفتر دارد به نزدم ميآيد و با لحني تند ميگويد: “پاشو، پاشو، ما به آمريكا و اسرائيلش باج نداديم، تو ميخواي از ما باج بگيري!” ميگويم: “من براي احقاق حق خود و مخاطبانم اينجا نشستهام و تا نتيجه نگيرم از اينجا نخواهم رفت.” تماسهاي خبرنگاران ادامه دارد و توضيحات من. ساعت حدود 13 است. دو مأمور جوان نيروي انتظامي به سمتم ميآيند و خود را از پليس 110 معرفي ميكنند و ميگويند كه به دنبال تماس دفتر بيت آمدهاند. ماجرا را توضيح ميدهم و ميپرسم رفتار من منطبق با كداميك از موارد تعريف شده تخلف يا جرم اجتماعي است؟ من مظلومي هستم كه براي احقاق حق به دفتر بالاترين مرجع رسمي كشور مراجعه كرده و فرصت زيادي هم ندارم. آنان در حال صحبت با كارمندان بيت و تماس با مراكز هستند كه صداي اذان را ميشنوم. الله اكبر: خدا بزرگترين است. به نماز ميايستم. اياك نعبد و اياك نستعين: فقط تو را عبادت ميكنم و فقط از تو ياري ميجويم. من با اتكال به ذات لايزال احديت گام برداشتهام و از او ياري ميخواهم و در راه دفاع از حق و حقيقت از تهمتها، افتراها و زورگوييها نخواهم هراسيد. نمازم كه به اتمام ميرسد، آن دو مأمور رفتهاند و من بر سجاده خويش مينشينم. قرآن كوچكي كه همراه آوردهام را ميخوانم. گرچه تماسهاي خبرنگاران مختلف مجالي نميدهد. از طريق همكارانم در دفتر انتشارات تلفن آقاي دكتر ولايتي را پيدا ميكنم و پس از چندين تماس، موفق به مكالمه با ايشان ميشوم و شرح ماجرا را ميگويم. ساعت از 15 گذشته است. بعضي از كارمندان بيت از سمتي ديگر به اين سمت ميآيند و در حال خروج از محل كار هستند. يكي از آنها به من اشاره ميكند كه تصوير اين منظره هماكنون در سايت بازتاب قرار دارد. در طول اين ساعتها كه جلوي دفتر شكايات نشستهام، بعضي از مردم كه براي تظلّم به آنجا مراجعه كردهاند التماس دعا ميگويند. سربازان برخوردهاي دوستانه و محترمانهاي دارند. يكي از سربازان به آهستگي در گوشم زمزمه ميكند: “همين جا بشين. تا نتيجه نگرفتي پا نشو. از اينجا حتماً به نتيجه ميرسي.” من ميخواهم اين ندا را به گوش برسانم كه در جاي مهمي از اين مملكت (وزارت ارشاد) با سوء استفاده از مسئوليت به جاي انديشه از مشت بهره ميبرند و آشكار ساختن آن را در اينجا تكليف خود ميدانستم. نتيجه امر از اهميت چنداني برخوردار نبود. خود را پس از سالها خون دل خوردن و كار فرهنگي، مأمور به تكليف ميديدم و اداي اين وظيفه. همكارانم در دفتر انتشارات نگران هستند. يكي از آنها برايم آب معدني و يك باطري شارژ شده تلفن همراه ميآورد. عقربههاي ساعت از 17 و 18 عبور مي كنند. نزديك ساعت 19 و در حالي كه كوچه و خيابان اطراف دفتر شكايات كاملاً خالي و ساكت است و شايد هر 5 دقيقه نيز يك نفر عبور نكند، دو مأمور ديگر نيروي انتظامي از راه ميرسند. اينها سختتر از دو جوان قبلي هستند. اصرار دارند كه محل را ترك كنم. دليلش را ميپرسم. ميگويند: “از حراست بيت تماس گرفتند كه شما در اينجا مزاحم هستيد.” ميگويم مزاحم چه؟ من كه در كناري نشستهام و نه صدايي دارم و نه كاري به كسي. ميگويند: “ما اين را نميدانيم. شما بايد از اينجا برخيزيد. ميتوانيد در پيادهرو آن طرف خيابان بنشينيد.” ميگويم: “اگر من آنجا بنشينم ديگر مزاحم نيستم؟ شما اطمينان ميدهيد كه باز گروهي ديگر آنجا براي رفع مزاحمت مراجعه نكنند؟ آنجا كه محل عمومي رفت و آمد مردم است. اينجا كه من نشستهام كه كسي رفت و آمد نميكند.” ميگويند: “نه، شما اصلاً بايد از اين محدوده خارج شويد وگرنه همراه ما به كلانتري بياييد.” گفتم: “من از اينجا تكان نميخورم. اگر حكم قضايي بازداشت داريد ارائه كنيد تا اطاعت كنم.” آنان از مأمور حراست بيت كه همراه آنان است درخواست شكايت كتبي ميكنند. مأمور حراست بيت با مسئول خود تماس ميگيرد و براي آوردن برگه، سوار بر موتور به سويي ميرود. چند دقيقه بعد با برگهاي ميآيد تحت عنوان سد معبر و ايجاد مزاحمت در رفت و آمد. به او ميگويم: “انصافاً من چنين كردهام؟ براي اين اتهام نابهحق كه در جهت رفع تكليف نوشتهايد در آن دنيا نيز در محضر خداوند پاسخگو خواهيد بود؟” ميگويد: “من مأمورم و معذور.” چه تأسفبار است كه در مملكت اسلامي رفتارهايمان منطبق با آموزههاي ديني نباشد. سجادهام را جمع ميكنم و آماده همراهي مأموران انتظامي ميشوم. انتظار دارند كه ترك موتورسيكلت بنشينم كه رد ميكنم. ميگويند خودت تاكسي بگير و با مأمور ما بيا. اين كار را ميكنم و به كلانتري جامي ميرسيم. اتاق افسر نگهبان. چند بازداشتي در كنج اين سالن كوچك داخل سلولي از ميلههاي آهني نشستهاند كه شكل ظاهري آن مرا به ياد قفس حيوانات مياندازد. يكي موبايل دزديده است، يكي دعوا و درگيري منجر به جرح داشته است، يكي ضبط ماشين را سرقت كرده و من هم پزشكي با 18 سال سابقه فرهنگي و انتشار بيش از 3500 عنوان كتاب پزشكي دانشگاهي و عمومي و 55 شماره ماهنامه درد و 68 شماره نشريه طبيب در كنار آنان در گوشه ديگري از سالن مينشينم. و اين ماجرا ادامه پیدا کرد ....
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 15:57 توسط جمع گروه نویسندگان انتشارات تیمورزاده
|
|
||
|
|
|
|
|
واتيكان در قلب وزارت ارشاد يا معاونت فرهنگي به جرأت ميتوان گفت كه در هيج دورهاي از وزارت ارشاد همچون حال، قانونگريزي، قدرتمداري، قلدرمآبي و اعمال سليقههاي شخصي، نمود نداشته است. متأسفانه آنچه از قريب به دو سال پيش در معاونت فرهنگي شاهد آن بودهايم عدم برنامهريزي براي بهبود كيفي وضعيت كتاب و افزايش نرخ مطالعه در كشور، اعمال سليقههاي شخصي در موارد مختلف، برخوردهاي پاسباني با ناشران و اهل قلم و قدرتمحوري بوده است. سيستم حاكم بر “واتيكانِ معاونت فرهنگي” عدم پايبندي به قواعد، ضوابط، آييننامهها و اعمال فشارهاي سليقهاي بر اصحاب نشر بوده است. نشستن چند “كتاب نشناس” دور هم و تنظيم آييننامههاي مخالف قانون اساسي براي تشديد برخوردهاي غير فرهنگي با فعالان فرهنگي و افزايش اختيارات خود در حوزههاي قضايي، خلاصه آن چيزي است كه در اين جا شاهد بودهايم. تنها نقطه اتكاي اين معاونت همانند گذشتگان تكيه بر آمار و ارقام و كميتها بدون توجه به كيفيتها بوده است. مجيزگويي و بلهقربانگويي بهعنوان ميوه ناسالم مناسبات ديكتاتوري در اين دوره در اوج خود پديدار شده است. به عملكرد اين معاونت در تعليق فعاليت ناشران قديمي نظري انداختهايد؟ آيا كسي متوجه شده است كه چرا و بر مبناي كدام آييننامه و با چه استدلالي اين تحديد حقوق ناشران صورت گرفته است؟ صرف نظر از تخلف يا عدم تخلف ناشران، شيوه برخورد ارشاد، با كدام يك از اصول قانون اساسي منطبق است؟ به كدام يك از ناشران برگهاي مكتوب با ذكر دلايل و بر مبناي همان آييننامههاي مخالف قانون اساسي داده شده است؟ بر طبق چه مدرك محكمهپسندي هر سه ضلع نمايشگاه كتاب (كتاب، مخاطب و ناشر) با عدم حضور جريمه شدهاند؟ اما اين رويه در معاونت فرهنگي بيسابقه نيست. سال گذشته نيز افكار عمومي و خبرنگاران شاهد بودند كه چگونه پيش از افتتاح نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران و آغاز به كار آن، غرفه دانشگاهي انتشارات تيمورزاده بي هيچ ضابطه و قانوني و بر خلاف آييننامهها و ضوابط اجرايي نمايشگاه، كاملاً سليقهاي تعطيل شد و حتي از دستور موقت مقام قضايي ديوان عدالت اداري براي گشايش غرفه امتناع كردند و در روز آخر نمايشگاه به دستور اكيد قاضي شجاع مستقر در نمايشگاه مجبور به تمكين و اطاعت از دستور ديوان شدند. گرچه چند ماه بعد رأي نهايي ديوان عدالت اداري نيز حق را به انتشارات تيمورزاده داد و رفتار معاون فرهنگي را خلاف عدل و انصاف اعلام كرد. آ قاي معاون در نشست خبري روز 4 ارديبهشت در پاسخ به خبرنگاران در خصوص ناشران تعليقي گفتهاند: “تعداد ناشرهاي تعليقي بيشتر از 3 ناشر ( ثالث، چشمه و پیدایش) بوده كه اتفاقاً آن ناشراني كه چندان سر و صدايي در مورد تعليقشدنشان نشد مشكلشان حل شده و در نمايشگاه حضور خواهند داشت.” دقت كنيد: “اتفاقاً”، آيا واقعاً “اتفاقاً “؟ به نظر شما معناي اين عبارت گوياي اين نيست كه “هر كه اعتراض كند با او برخورد شديدي خواهد شد و ما هر چه كرديم اگر دم برنياوريد، شايد كاري به كارتان نداشته باشيم؟” ايشان در ادامه در خصوص تعليق نمايشگاهي نشر چشمه فرمودهاند: “از هر سه ناشر نامبرده نيز ثالث و پيدايش اجازه حضور در نمايشگاه را دارند اما از آنجايي كه مطابق آييننامههاي مصوب در كتاب قوانين وزارتخانه تخلفات نشر چشمه بيشتر بوده، حكم كميته نظارت بر تخلفات ناشران، حكمي متفاوت براي اين ناشر بوده و به همين دليل تصميم گرفته شده تا جهت جلوگيري از تكرار تخلفات از حضور نشر چشمه ممانعت شود.” “جهت جلوگيري از تكرار تخلفات”.!!! اين هم از واژگان جديدي است كه در اين دوره مرسوم شده. آيا قانون اساسي اجازه “قصاص پيش از جنايت” را به كسي ميدهد؟ وحتي چگونه ممكن است عضوي از قوه مجريه، صلاحيت وضع قانون، تأييد آن بهجاي شوراي نگهبان و سپس اجراي آن را داشته باشد؟ آيا فكر ميكنيد كه آييننامه مصوبي در كتاب قوانين وزارتخانه وجود دارد كه به كميته نظارت چنين اختياري بدهد؟ بر فرض محال وجود چنين آييننامهاي، آيا در آن روش اعلام نوع تخلف و جريمه به صورت مكتوب به ناشر پيشبيني نشده است؟ اين بيانصافي در خصوص نشري صورت ميگيرد كه مدير مسئول آن در سالهايي نه چندان دور مجري همين نمايشگاه بودند. همه ما به خاطر داريم كه آقاي كيائيان با چه صبر و حوصلهاي عليرغم تمام مشكلات پيش رو تلاش ميكردند تا مسائل همه ناشران را به نحوي حل كنند و بهواقع با عملكرد خالصانه خود، برگي زرين بر كارنامه فرهنگي خود افزودند. سالهايي كه جزء درخشانترين دورههاي برگزاري نمايشگاه كتاب تهران بود، سالهايي كه اين حركت صنفي بهوسيله خود صنف انجام مي شد و نه توسط مسئولين دولتي. و جا داشت تمامي ناشراني كه حضور شايسته و آرامشان در آن سالها مرهون تلاش بيوقفه ايشان بود، در اعتراض به اين جفاي آشكار و سوء عملكرد مسئولين ارشاد به نحوی اعتراض خود را اعلام ميكردند. در انتهاي اين نشست، آقاي معاون در خصوص تخلفات احتمالي ناشران توضيح دادند: “ناظران حاضر در نمايشگاه به تخلفات ناشران نظارت دارند اما اين طور نيست كه سطح يك تخلف منجر به تعطيل شدن يك غرفه شود زيرا اين حكم بعد از تذكر شفاهي، تذكر كتبي و در صورت تكرار تخلفات رخ خواهد داد.” به لطيفهاي ميماند. !!! جملات دمكراتيكي كه براي دلخوشي خبرنگاران و در ميان جمع، بيان ميشود. سال گذشته در حالي غرفه انتشارات تيمورزاده پيش از افتتاح نمايشگاه تعطيل شد كه نه تذكر شفاهي و نه تذكر كتبي داده شد و نه اساساً تخلفي صورت گرفته بود. تنها و تنها اعتراض به عملكرد ضعيف و سليقهاي آقايان مطرح شده بود. تعطيلي: 13 ارديبهشت 90 – افتتاح نمايشگاه: 14 ارديبهشت 90 ، “تخلف نمايشگاهي پيش از افتتاح نمايشگاه” !!! در مقابل افكار عمومي و براي رستن از فشار رسانهها، جملات زيبايي بيان ميشود اما در مقام عمل خاطرتان هست كه پارسال پاسخ ايشان چه بود: “تعطيلي غرفه انتشارات تيمورزاده به دستور من انجام شد.” آيا تذكر شفاهي داده شد؟ خير. آيا تذكر كتبي داده شد ؟ خير. آيا بر مبناي آييننامهها و ضوابط نمايشگاه رفتار شد؟ خير. آيا از دستور موقت ديوان عدالت اداري براي افتتاح غرفه تمكين شد؟ خير. آيا برگه مكتوبي دال بر تخلفات ارائه شد؟خير. و متأسفانه اين رويه حاكم بر “واتيكان معاونت فرهنگي” است. آنجا كه “چرا؟” و “به چه دليل” جايي ندارد و همه پاسخها به “من گفتم” و “من دستور دادم” ختم ميشود. آنجا كه از “مصونيت پاسخگويي” و حتي “قضايي” برخوردار هستند. آنجا كه معاون ندارد، رئيس بزرگي دارد به نام “رئيس مستقل معاونت فرهنگي” !!!. و اين قصه ادامه دارد ... مدير مسئول انتشارات تيمورزاده دكتر فرهاد تيمورزاده
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:55 توسط جمع گروه نویسندگان انتشارات تیمورزاده
|
|
||
|
|
|
|
|
مخاطبين و همراهان گرامي انتشارات تيمورزاده سلام از آنجا كه انتشارات تيمورزاده در تاريخ 13/8/1374 تاسيس شده است. قصد داريم در بعضي روزها راس ساعت 8:13 صبح يا بعد از ظهر يا هر دو به مدت 74 دقيقه، كتابي را به عنوان هديه تقديم شما كنيم. هر يك از شما بازديدكنندگان گرامي پس از احراز شرايط اعلام شده زير ميتوانيد طي اين دقايق با مراجعه به" بخش هديه روزانه سامانه انتشارات تيمورزاده " براي دريافت كتاب، به روش زير عمل كنيد: 1- تكميل فرم عضويت در سامانه در صفحه اصلي سايت ، گزينههاي بالاي صفحه، سمت راست ( اگر تا به حال عضو نشدهايد) 2-save كردن و سپس پرينت برگه هديه روزانه سامانه ( كه شامل اطلاعات كتاب با تخفيف 100 % و بهاي صفر ريال است) و يا ارسال فايل به نشاني پست الكترونيكي info@teimourzadeh.com 3- زمينه تحصيلي متناسب با موضوع كتاب و ارائه كپي مدرك تحصيلي يا كارت دانشجويي معتبر 4- نحوه دريافت كتاب هديه: الف: بازديدكنندگان استان تهران:مراجعه حضوري به كتابفروشي 16 آذر و ارائه فرم هاي مندرج در بند 1 و 2 و 3 ب: بازديدكنندگان شهرستاني: 3 فرم بالا را به نشاني پست الكترونيكي info@teimourzadeh.com ارسال كنند. در اسرع وقت كتاب برايشان پست خواهد شد. ج: بازديدكنندگان خارج از كشور مي توانند از طريق خويشان خود در ايران و ارائه 3 برگه فوق الذكر اقدام كنند. توجه بفرماييد كه هر بازديدكننده در هر ماه ميتواند فقط يك هديه را بدون قرعه كشي دريافت كند و حداكثر ظرف يك ماه از تاريخ ثبت سفارش براي دريافت آن اقدام كند. نشاني كتابفروشي 16 آذر: تهران- بلوار كشاورز- خيابان 16 آذر ( 50 متر پايين تر از بلوار) - شماره 68 تلفن : 83383-021 دورنگار: 88971112-021 |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 10:25 توسط جمع گروه نویسندگان انتشارات تیمورزاده
|
|
||
|
|
|
|
|
از امروز(هجدهم دي ماه 1390) ثبت نام در 25اُمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران آغاز مي شود. اما همانگونه كه پيش از اين نيز اعلام كرده ايم تا حضرت مستطاب، وزير فرهيخته و دانشمند ارشاد و حضرت قوي شوكت، قََدَرْ قُدرت، جنت مكان،جلالت مآب، جناب دّري، معاون محترم فرهنگي فرهنگدوست وي - كه آداب رفتار با اصحاب فرهنگ را نيك مي دانند- بر اريكه قدرت تكيه زده اند، خود را واجد صلاحيت شركت در هيچ نمايشگاهي حتي نمايشگاه بين المللي كتاب تهران نمي دانيم. اما از آن رو كه مخاطبين ما در اين ميانه گناهي ندارند و از سويي بخاطر دارند كه انتشارات تيمورزاده هر ساله، به احترام اين باشگاه بزرگ فرهنگي، تخفيفي معادل شماره نمايشگاه، براي فروش كتابهايش در آن 11 روز در نظر مي گرفت (امسال 25% تخفيف)، اكنون اعلام ميكنيم كه تمامي كتابهاي خود را ازامروز به مدت 110 روز كاري ( تا پايان نمايشگاه كتاب) با 25 % تخفيف فقط در محل كتابفروشي 16 آذر و شعبه كرج و بابل به علاقمندان عرضه خواهيم كرد. ارايه كتاب با پيك و نيز ارسال كتاب به شهرستانها با پست نيز بر مبناي همين تخفيف ( بامحاسبه هزينه پيك و پست) مقدور است. دريافت كتابهاي اهدايي كه هر ساله در نمايشگاه كتاب صورت ميگرفت نيز از همين امروز و با مراجعه به سايت انتشارات تيمورزاده در نشانيو پر كردن فرم عضويت و خريد online (رايگان) امكان پذير است. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 19:44 توسط جمع گروه نویسندگان انتشارات تیمورزاده
|
|
||
|
|
|
|
|
با پیشرفت جوامع بشری و مدرنیته شدن زندگی، آنقدر مشغله ایجاد می شود که گاهی افراد فراموش
می کنند که دلمشغولی هایی نیز دارند و باید اوقاتی را به خود اختصاص دهند. همین امر پس از مدتی سبب آشفتگی و از دست دادن آرامش در زندگی میشود که روانشناسان از آن به عنوان افسردگی
یاد میکنند. برای رهایی از آشفتگی های ذهنی،ازمطالعه به عنوان ابزاری آسان و قابل دسترس
میتوان نام برد.
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): با پیشرفت جوامع بشری و مدرنیته شدن زندگی، آنقدر مشغله ایجاد
میشود که گاهی افراد فراموش میکنند که دلمشغولی هایی نیز دارند و باید اوقاتی را به خود اختصاص دهند. همین امر پس از مدتی سبب آشفتگی و از دست دادن آرامش در زندگی میشود که روانشناسان از آن به عنوان افسردگی یاد میکنند. برای رهایی از آشفتگی های ذهنی، از مطالعه به عنوان ابزاری آسان و قابل دسترس میتوان نام برد.
در اینجا به چند فایده مهم و اساسی مطالعه میتوان اشاره کرد: 3- مطالعه باعث پرورش حافظه میشود ؛ اکثر تحقیقات نشان داده است که حافظه قابل پرورش است. یکی از راه های تقویت حافظه مطالعه است، به همین خاطر برخی از پزشکان به افراد سالخورده که در معرض بیماری آلزایمر هستند توصیه میکنند کتاب بخوانند تا حافظه شان تحلیل نرود. مطالعه یک فرایند فعال ذهنی است که در هنگام مطالعه شخص بیشتر فکر میکند.
4- مطالعه باعث پرورش قدرت خلاقیت و تفکر می شود؛کسانی که مطالعه می کنند حتی نسبت به محیط پیرامون خود نیز بی تفاوت نیستند و بیشتر تفکر میکنند همین امر سبب می شود تا خلاقتر باشند. 5- مطالعه دامنه واژگان را افزایش میدهد؛ مطالعه این امکان را به افراد میدهد تا با واژگان بیشتری سروکار داشته باشند و همین امر باعث افزایش روابط اجتماعی وگسترش آن میشود. 6- مطالعه اعتماد به نفس را افزایش می دهد؛ با مطالعه کتاب شخص درباره مطالب آگاهی پیدا میکند و همین امر سبب می شود تا دیگران در مواردی درباره موضوعات مختلف از شما سوال کنند و همین امر سبب افزایش اعتماد به نفس فرد میشود. مطالعه فواید بسیاری دارد که با قدم گذاشتن در دنیای پهناور کتاب هر شخصی می تواند آن را تجربه کند.
منبع: ایندیپندنت،نویسنده : دیوید وارام ،مترجم: مرجان آقبلاغی http://www.ibna.ir/prtcxsqs42bqxp8.ala2.html
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 12:15 توسط جمع گروه نویسندگان انتشارات تیمورزاده
|
|
||
|
|
|
|
|
پیرو چاپ گزارش درخواست کمک به کودکان مدرسه شهید رحیمی درودزن مرودشت، به مراكز ذيل اطلاعيه اي از طريق دورنگار و پست الكترونيكي ارسال شد. دانشكده پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي تهران ۳۰/۸/۹۰ دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي ۳۰/۸/۹۰ دانشكده پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي ۳۰/۸/۹۰ دانشكده پزشكي، دانشگاه علوم پزشكي شيراز ۳۰/۸/۹۰ دانشگاه علوم پزشكي كرمان ۳۰/۸ /۹۰ دانشگاه علوم پزشكي اصفهان ۳۰/۸/۹۰ دانشگاه علوم پزشکی اراک ۱/۹/۹۰ دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی اراک ۱/۹/۹۰ دانشگاه پزشکی علوم پزشکی شیراز ۱/۹/۹۰ دانشگاه پزشکی علوم پزشکی اردبیل ۱/۹/۹۰ دانشگاه تهران ۲/۹/۹۰ دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران ۲/۹/۹۰ دانشکده داروسازی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران ۲/۹/۹۰ دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی اردبیل ۲/۹/۹۰ دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی اهواز ۷/۹/۹۰ دانشکده علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی اهواز ۷/۹/۹۰ دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی بوشهر ۷/۹/۹۰ جهت اطلاع رسانی با مدیر مسئول روزنامه اطلاعات تماس گرفته شد ایشان موضوع را موکول به تماس با مسئول آگهی ها کردند.۷/۹/۹۰ جهت پیگیری در تاریخ ۹/۹/۹۰ با دفتر رئیس دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تهران ( جناب آقای دکتر لاریجانی) تماس گرفته شد، ایشان دستور داده اند که رئیس محترم کتابخانه مرکزی جناب آقای دکتر جامعی بررسی بفرمایند. جناب آقاي دكتر جامعي دستورداده اند كه بخش سفارشات اقدام كنند. ۱۳/۹/۹۰ دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني بابل ۱۳/۹/۹۰ دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني بابل ۱۳/۹/ ۹۰ دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني ایلام ۲۳/۹/ ۹۰ دانشکده پرستاری -مامایی دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني ایلام ۲۳/۹/ ۹۰ دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني هرمزگان - کتابخانه مرکزی ۲۳/۹/ ۹۰ دانشگاه بين الملل واحد قشم ،دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني بندرعباس ۲۳/۹/ ۹۰ دانشكده پزشكي دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني آذربایجان غربی ۲۷/۹/ ۹۰ دانشکده پرستاری مامایی دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني آذربایجان غربی ۲۷/۹/ ۹۰ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 12:47 توسط جمع گروه نویسندگان انتشارات تیمورزاده
|
|
||
|
|
|
|
|
در روزهاي هفته كتاب، باز هم شاهد بياحترامي معاون فرهنگي وزير ارشاد به ناشران و ايضا نويسندگان و مترجمان و ناديده گرفتن زحمات آنان بوديم. آقاي معاون در اظهار نظري غير كارشناسانه فرمودند " سال گذشته 65 هزار عنوان كتاب در كشور منتشر شد اما اگر كسي از من به عنوان يك كارشناس سوال كند كه چه تعداد از اين كتابها را ميتواني براي مطالعه يا هديه دادن توصيه كني، ميگويم10% آنها هم قابل توصيه براي مطالعه نيست" ضمن اين كه تصور نميكنم فرد مطلعي در حوزه نشر ايشان را به عنوان كارشناس قبول داشته باشد كه چنين سوالي بكند و چنين پاسخ توهين آميز و غير كارشناسانه اي بشنود. در ابتدا بايد به آقاي معاون آفرين گفت كه توانستهاند تمامي 65000 عنوان كتاب را مطالعه كنند تا متوجه شوند به درد مطالعه ميخورد يا خير( آفرين به اين همه توانايي و استعداد ) سپس بايد به ايشان تبريك گفت كه به جز تخصص اهانت به ناشران، واجد تخصصهاي علمي دانشگاهي نيز شدهاند يعني ايشان مثلا در حوزه كتابهاي دانشگاهي قادر به مطالعه و ارزيابي كتابهاي علمي گروه پزشكي و حوزههاي مختلف آن نظير بيماريهاي داخلي، جراحي، زنان، كودكان، آسيب شناسي، علوم آزمايشگاهي، جراحي مغز و اعصاب، دندانپزشكي، داروسازي، پرستاري، ارتوپدي، ارولوژي، راديولوژي، بيماريهاي اعصاب، روانپزشكي، اپيدميولوژي و آمار، طب ورزش، طب اورژانس، بيهوشي، گوش و گلو و بيني، چشم، پوست ، مامايي، تغذيه و .... شدهاند. در حوزه علوم فني و مهندسي، كتابهاي برق، مخابرات، مهندسي شيمي، متالورژي، معماري، مكانيك و .. را نيز قادر به مطالعه و ارزيابي هستند و در حوزه هنر نيز و در حوزه علوم انساني نيز. پيشنهاد ميكنم نام ايشان در كتاب ركوردهاي گينس ثبت شود. به واقع ابن سينا و رازي نيز چنين تواني در كسب دانشهاي مختلف نداشته اند و اگر از قبر بيرون آيند نيز جلوي آقاي معاون دست به سينه خواهند ايستاد و اصلا حيف است كه اين همه استعداد براي اين منصب كوچك به هدر رود. ما كه اصلا برايمان عادت شده است كه غير كارشناسان در مناصب مختلف قرار بگيرند و چون عنوان وزير و معاون وزير را يدك ميكشند و نه به دليل اشراف به مسائل مربوطه در سمينارها، همايشها و كنگرهها براي حاضرين سخنراني كنند. آقا محض رضاي خدا دست از سر آقاي معاون با اين همه استعداد بكشيد و اجازه دهيد ايشان در دفتر كارش بنشيند و وقتش را با سخنرانيهاي ارزشمند براي امثال ما ناشران و نويسندگان كم اهميت و كم فهم كه كارمان را هم بلد نيستيم، تلف نكند. وا اسفا به حال فرهنگ اين مرز و بوم و وا اسفا به حال نشر اين مملكت با اين آقاي معاون فرهنگي همه چيز فهم. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 14:27 توسط جمع گروه نویسندگان انتشارات تیمورزاده
|
|
||